أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

276

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

جبرئيل عليه السّلام در پيش خداى تعالى استاده « 1 » است از هيبت خداى تعالى لرزه بر اعضاى او افتاده از هر لرزهء خداى تعالى صد هزار فريشته مىآفريند ايشان در پيش خداى تعالى استاده باشند سر برندارند و سخن نگويند چون ايشان را دستورى دهند در سخن گفتن ؛ گويند : لا إلا إلّا اللّه ، و اين آن است كه خداى تعالى فرمود [ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا ] يعنى جبرئيل عليه السّلام در يك صف باستد و آن فريشتگان در صفى ديگر ؛ سخن نگويند چون دستورى يابند سخن بصواب گويند و [ صواب ] گفتار « لا إله إلّا ؟ ؟ ؟ اللّه » است و گفته‌اند كه [ روح ] أرواح آدميان است كه بين النفختين با فريشتگان بيك صف باستند . ابن زيد گفت : قرآن است و اين آيت بخواند [ وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ] صادق عليه السّلام گفت : « 2 » مائيم آنها كه ايشان را دستورى دهند ؛ خداى را ثنا گوئيم و بر مصطفى درود فرستيم و شيعهء خود را شفاعت كنيم و خداى تعالى ما را ردّ نكند . [ سوره النبإ ( 78 ) : آيات 39 تا 40 ] ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً ( 39 ) إِنَّا أَنْذَرْناكُمْ عَذاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً ( 40 ) اين روز حقّ است و بودنى و هيچ شكّى نيست در وقوع وى پس هر كس كه خواهد با خداى خويش مرجعى و بازگشتى گيرد بطاعات و أعمال صالحه ؛ بهانه‌ها زايل گشت و عذرها منقطع گرديد پيغمبران فرستاديم و از عذابى كه نزديك است بشما كه آن عذاب آخرت است خبر داديم ، و بيم كرديم در روزى كه مرد بنگرد « 3 » و ببيند حاضر بنزديك خود آنچه كرده باشد و دو دست او مقدّم داشته يا خود منتظر باشد جزاى كردار خود را ؛ اگر مؤمن باشد منتظر ثواب و رحمت باشد ؛ و اگر

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « ايستاده » . ( 2 ) - اين روايت در تفسير ابو الفتوح ( ره ) به نظر من نرسيد . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « آن روز كه نگران باشد آن عمل را كه كرده باشد يعنى منتظر باشد جزاى عمل را كه كرده باشد و باتّفاق اين « نظر » بمعنى « انتظار » است » .